تبليغاتX
شهر شعر
Andrea Bocelli: Bésame, bésame mucho..

شهر شعر

برای نشر اشعار بيژن باران و نقد شعر برای شبکه ی شعر-دوستان فارسی

کشتی شهری

کشتی شهری

ماه بلند بر فراز بادبان

به بندر وارد میشود؛

ردیف بلمها هویدا.

 

از پنجره شمعدانی شعله ور -

گیسوی شب آویخته بر

گیتار هیجان موج.

نیلوفر کنار دیوار

چشم بسته برویای شبانه

تا ِسحر سَحر او را کند بیدار.

 

در کنار اسکله

میزی با دو صندلی

نوشابه ای دهان گشاده به ستارگان.

نسیم بر پوست طراوت ترعه

مهتاب با پیرهن دودی شب.

101007

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 9:31  توسط بیژن باران  | 

زحل

زحل

این سیاره بزرگ

ماهی دارد دو رو.*

خورشید، سفید یخ تنهایی را آب میکند.

تا پوسته سیاه ظاهر شود.

این ماه         نور و تاریکی

سند ثنویت سپهر است.**

 

 -  :آسمان شبهای تو با 4 ماه بزرگ

و یک دوجین دگر

عاشقانه اند - شدید.

+

دورهای دور،

کهکشانهای دیگر و دور

در انتهای چرخه ی حیات

با انفجار اُ بُر خورشیدها،

حواشی حفره های ظلمات مطلق سما،

شط اشعه و پراش ذرات کیهانی در خلاء

تا ماسه، شنها و سنگها فرسنگها

 

* در 1671 کاسینی Cassini  ایتالیایی، Lapetus قمر کیوان را رصد کرد.

**دوگانگی، تضاد، مکمل، سایه/ روشن، زن/ مرد، زمین/آسمان Yin/ yang

100907

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 0:29  توسط بیژن باران  | 

روز زیبا

روز زیبا

در اين آفتاب پر مهر طلايي

 نخستين نسيم خزانی

 پوست سبز باغ را لمس ميکند.

 

 با زمزمه ای عاشقانه

 از باغ ميخواهد

 که به پوشاک راحتتری در آيد.

 

 باغ در آتش است.

 شعله های رنگ بی درنگ..

 

ديگر باغ لخت شده

 از پا درآمده-

 بزير باد برنده پاييزی..

 

 خاطرات بهاران گذشته

 زير تن پوش آتشی برگهای آشوب خفته..

 ۰۹۲۸۰۷

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 2:26  توسط بیژن باران  | 

دبستان

 

مهر است و کودکان

گلهای رنگارنگ دیر بهار

بر مخمل سبز چمن

با باد دانش به سوی در فردا..

100907

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 3:43  توسط بیژن باران  |