شعر کنکرت ایران
اگر همواره مانند گذشته بیندیشید، همیشه همان چیزهایی را بهدست میآورید كه تا بحال كسب كردهاید. -ریچارد فاینمن، صاحب نوبل در فیزیک
شعر کنکرت مسئولیت تام در برابر زبان دارد. – بیانیه 1958
دکتر بیژن باران
تعریف. شعر کنکرت نوعی از شعر مدرن است که ظاهر چاپی روی صفحه را اولویت میدهد. این شعر بصری (شکلی/ الگویی) تاکید را بر چینش حروف و کلمات روی صفحه کاغذ میگذارد. در این نوع شعر غیرخطی، ظاهر شعر - بموازات دیگر آرایه های سنتی مانند گزینش واژه، وزن، قافیه- برای تاثیر مورد استفاده قرار میگیرد. شعر خطی سنتی شکل نردبانی دارد- توجه شود به ظاهر صفحات در شاهنامه، مثنوی مولوی و غزلیات حافظ. در شعر نو ظاهر شعر پله ای شده- بخاطر کوتاه /بلند بودن سطرهای شعری. این شکل پله ای چه در شعر نیمایی و چه در شعر سپید شاملویی دیده میشود. شعر خطی روی صفحه از تسلسل کلمات موزون در جملات درست دستوری با استثناهای پذیرفته شده، سنتی 1000 ساله در ایران دارد. شعر غیرخطی صفحه کتاب را، چون یک ماتریس 2 بعدی برای چینش واژه ها و واجها بکار میبرد.
تاریخچه. در این قرن رگه هایی از داداییسم و فوتوریسم را در کنشگری آپولینر (1880-1918 شاعر و نقاد) در شعر پاریس میتوان دید- رک به نام همکاران و دوستان او در لیست منابع {1}. کمی پس از مرگش، کالیگرم – مجموعه شعر بصری/ کنکرت او چاپ شد. در این مجموعه او فن چاپ/حروف-نگاری typography، چینش لغات و صفحه آرایی را برای تاثیر بصری بشعر افزود. او کالیگرم را اینگونه تعریف کرد: "کمال مطلوب {ایده آلیزه} کردن شعر آزاد و {کاربرد} دقت حروف- نگاری در عصر .. سینما و فونوگراف." چاپ کتب داستانی اروتیک او تا 1970 در فرانسه غدغن بود. شاعر /نقاش مشهور آمریکایی کامینگز نیز با ماشن تحریر صفحه شعری را به نمایش حروف و کلمات تبدیل میکرد؛ گاهی هم تقطیع نردبانی در شعر سپید (با نبود وزن و قافیه سنتی) بکار میبرد. {2} عذرا پاند هم حروف {ایده گرم} چینی در شعرش را برای القای بصری بکار میبرد. ابزار تکثیر این گونه شعر ماشین تحریر بود و اکنون رایانه چند رسانه ای است.
در ایران شعر کنکرت را در تجربه های کوتاه شاعران نیم قرن اخیر میتوان دید. در این نوع شعر تقطیع پلکانی شعر نو با شگردهای بصری زیر می آمیخت: فاصله گذاری در بین کلمات سطر، تقطیع کلمه به هجا و حرف در چند سطر، گذاشتن فضای سفید حول و حوش سطر در صفحه، مفصل بندیهای من درآوردی بیرون از نحو و ساختار جمله، کاربرد علامت گذاریها و قلم درشت در سطر. البته گاهی این شگردها برای مکث، نفس تازه کردن در خواندن، حظ بصری بودند. روشن است که شعر نو در ایران در نیمه دوم قرن 20م، یک جریان اصلی متعهد داشته؛ که حول و حوش آن باریکه ها/ بن بستهای ضعیف حاشیه ایی در دگر دیسیهای بی پایان نیم قرن بوسیله قلمزنان تجربه گر خودی جان سختی نشان داده؛ سرانجام بسوی بستریات تنانگی خروج کرده است. جریان اصلی شعر نو شامل آثار خمسه اول (نیما، سپهری، فروغ، شاملو، اخوان)، ثانی (ح مصدق، گلسرخی، مشیری، کسرایی، رحمانی)، ثالث (ابتهاج، سلطانپور، کدکنی، آزرم، مختاری) می شود. محتوای شعر متعهد آزادی، عشق به میهن/ خلق/ انسان، اتحاد، مبارزه، پیروزی، عدالت بود{3}. شعر حاشیه تاکید بر تجربه گرایی فردی بیخطر و اشارات اسرارآمیز بیمعنی با قلمبه گویی غربی ذهنی در جملات درست دستوری ولی بی رابطه با واقعیت و حقیقت عینی بود. این شعر برگ بیجان آلترنتیو حاکمیت بود که گاهی با کمکهای دولتی (کنفرانس، سفر بخارج، شو رادیو /تلویزیونی، رفت و آمد به کاخها، حقوق و مزایای چرب) همراه میشد. جالب است که یکی دوتا ازجان سختهای این نوع شعر درجازن با پشت چشم نازک کردن میگویند آینده قدر آنها را خواهد شناخت! در حالیکه با سمجی و درآمد حاصله از منابع دولتی پادوی شعر بیخطر خود در کنفرانسها، ترجمه ها، چاپ خانه ها، مجله ها، پایگاهها هستند. اینان نیم قرن است که در پشت این "نوعی از هنر" سنگر گرفته اند.
بیانیه. شعر بصری در تکامل خود به نوعی تصویر کلامی یا عکس بوسیله واژه رسید. در 1956، نمایشگاهی از این نوع شعر در سائو پولو، برزیل، با الهام از آثار آندراده شاعر ملی، متعهد، مدرنیست براه افتاد. {4} 2 سال بعد، بیانیه شعر کنکرت برزیل انتشار یافت. اصل آن بر این بود که در یک اثر بصری کاربرد کلمات بخاطر شکل ظاهری خودشان است نه یخاطر اینکه حامل صرف ایده های نامریی (معنی) اند. بیانیه ادامه میدهد: "شعر کنکرت مسئولیت تام در برابر زبان دارد: با پذیرش این پیشفرض که در طول تاریخ، بیان بمثابه هسته تجزیه ناپذیر ارتباطی بود. {بیانیه} نمی پذیرد که جذب کلمات {در یک شعر} صرفن بمثابه حاملان علی السویه، بدون حیات، بدون منش، بدون تاریخ باشد. {بیانیه} گور {این} تابو {محرمات} است که سنت با تاکید بر ایده {کلمات} را {در شعر} دفن میکرد." دیگر بنیانگزاران مکتب شعر بصری برادران کامپوس هستند{5}. این دو، آثار شعری خود را بر بیلبورد برقی، متن ویدیو، نئون، هالوگرم، لیزر، گرافیک رایانه ای، و رویدادهای چندرسانه ای با صدا و موسیقی اجرا کرده اند. آثارشان شامل 4 شعر هالوگرم در یک نمایشگاه، کلیپ ویدیویی شعری، شعر بمب با انیمیشن روی رایانه گرافیک در دانشگاه شهرشان{6}، سی دی چند رسانه ای شعر/ موسیقی/ تصویر میباشند.
نمونه. آثار کامپوس را در سایت خودش که نشانی آن در زیر آمده، می توان دید. {7} روی هر شعر کلیک کنید. برخی از آنها پویا هستند لذا میبایست روی مثلثک کلیک کنید. تا شعر مصوت بحرکت بیافتد. دو نمونه از اشعار کامپوس اینجا آورده شده اند- ایندو ثابت ند.


شهرام نهاوندی، حافظ دیجتیال - کالیگرافی

شعر بصری از اسلاف خود در کاربرد تایپوگرافی برای بیان عدم ثبات بنیانی زبان آگاهانه تر است. شاعر دیگر اسکاتلندی فینلی است {8}. او صفحه آرایی را با حروف و کلمات برای تاثیر بصری با حروف چینی در چاپخانه شخصی خودش انجام میداد. همو در نهایت، شعرش را در کتیبه های سنگی با قلم می تراشید. او گلکاری در باغش را با شعر می آمیخت. نیز با همکاری 30-40 نفر دیگر آثارش را آفرید (پروسه چاپ و حروفچینی). در مجارستان هم پتوش این سبک را ادامه داد. شعر بصری به شعر صوتی، پازل و محاوره ای هم پیوند دارد.{9} در شعر صوتی، صداها با محرمیت اشکال/ جناس کلمات و حروف تدوین میشوند. لیست شاعران مشهور شعر بصری در پایین آمده است.{10}
نقد. شعر بصری غیرخطی را چگونه باید نقد کرد؟ شعری که سنت خطی عروضی و شعر سپید فارسی را کنار گذاشته؛ لذت خلاقیت و خواندیدنش را در صفحه ی حاوی شعر، از طریق الویت بصری بر معنی ضمنی /نامریی کلمات قرار می دهد. شعری که در استحاله خود به شعر چندرسانه ای دیجیتال، ابزار رایانه ای را بکار می برد. باید خاطرنشان کرد که نقد این گونه شعر، کلامی، نه سمعی /بصری، خواهد بود. برای نقد آن به شکافتن شعر/نقد مدرن و پسامدرن نیاز است. این شیوه نوین نقد در آینده خواهد آمد. برای نمونه، چند شعر بصری/ کنکرت با این شیوه نوین واشکافته خواهد شد.
ایران. تجربه شعر بصری/ کنکرت در قرن 20م وجود داشت – چه در غرب و چه در ایران، سوای شعر متعهد. در ایران، تلفیق امضا، خطاطی، شعر منجر به پیدایش شعر کنکرت Concrete شد. عامل ذهنی این نوآوری با چاپ آثار غربی در تهران نطفه بست. در دهه های 30 و 40 خورشیدی، چاپخش مکتبهای ادبی {فرانسه}، ترجمه رضا سید حسینی و پاره ای اشعار مندرجه در نشریات ادبی مانند صدف، اندیشه و هنر، آرش، خوشه، کتاب هفته الگوهای غربی را در برابر نوشاعران ایرانی قرار داد. در کالیگرافی ایرانی، کلمات برای تزیین صفحه بکاربرده میشدند. آثار شهرام نهاوندی را در سایت زیر ببینید. {11} نمونه ای از این شعر در بالا آمده. در این آثار نمادهای هنری، حروف، عناصر شکلی با رنگ، سبک (نستعلیق، شکسته، کوفی، نسخ، ثلث) آمیخته می شود. {12} این هنر با تکامل و تجرید به طرحهای کاشیکاری و حاشیه های فرش و سفره رسید. در اینجا 2 شعر بصری چاپی می آید. اولی اتود 2، از کتاب مجموعه راه و رود، چاپ آذروش، تهران، 1972، ص 28 . در این شعر بیژن باران، انگشتان گیتار-نواز و خود گیتار، روی صفحه ترسیم شده اند. داخل پرانتز، 3 جفت کوک، برای 6 سیم گیتار دیده میشود که با استعاره "مارها" آمده؛ در پایان شعر به "تارها" بسته میرسند. "گلابی" حجم جعبه صدای گیتار را تداعی می کند. سیب، گردی حفره پایین جعبه صدا را، القا می کند. 4 خط نهایی انگشتان نوازنده اند.
اتود 2
تمام شب با گيتارم گريستم:
من مي گريستم كه او مي نواخت
يا او مي نواخت كه من مي گريستم ؟
مهتاب
(با رامشي حزين
- از سازش نسيم-
آسايشي گزين)
سر مي نهاد
به مارهاي
تاك باغ و
شاخه هاي
آبستن و
گره دار
هلوي سرد.
در تور سايه ها،
- ز شاخه هاي گلابي پر گره-
غنوده ايم من و گيتار بينوا.
بر دور سيب زرد
- ز سيگار و لبهاي ناپديد-
پيچيده تارهاي رقيق مهتاب لابلاي پنجه ام.
مي تراود از نوك انگشتهام:
چشمه آرام يك آهنگ.
×
در كندي گيراي دست،
نرماي آوايش روان:
از قلب من، از قلب او،
تا بيكران..
تكروي شبهاي بي دريغ،
گيسو فشانده بروياي دورمان.{13}
شعر دوم از کتاب مجموعه شعر "ته مانده های حاصل از تقسیم من.." است؛ سروده رضا کردبچه، چاپ اول: ۱۳۸۴- ناشر: مهرراوش، تهران، ص 18.
.
۸
۸
۸
۸
۸
۸
۸
۸
۷ ۸
۸ ۷
۷ ۸
بسته باز
باز بسته
بسته باز
دست ها ی ام را ب ا ز می شوم پرواز به شکل باز
در باره شعر بدون نام دوم زیاد میتوان نوشت. نقد آن، نیاز به شکافتن نظریه نشانه شناسی اکو و ساسور دارد {14}. رابطه عدد و کلمه چیست؟ هر دو نشانه ای قراردادی برای مفهومی هستند: ۸ و هشت. ولی گاهی شکلی/ صوتی در طبیعت هم شبیه یک عدد یا کلمه است. مثلا پرواز غازان در آسمان مثل ۸ فارسی است. یا، دور شدن و ریز شدن بچشم ناظر را، میتوان با . شدن بیان کرد. شعر ص 18 کتاب "ته مانده های .." یک شعر کنکرت است که از نظر بصری آویزه یا قطره را تصویر میکند. در این شعر مناسبات بین عدد، حروف، کلمه، شکل، علامت، فاصله، جمله، خواندن از چپ به راست یا از راست بچپ، تجزیه کلمه به حروف = "باز" شدن از طریق چینش الفبا بر ماتریس 2 بعدی برگ کتاب با خلاقیت شاعر دیده میشود. حتی باز و بسته شدن بال در پرواز با ۷ و ۸ فارسی و کوچکتر شدن علائم بخاطر فاصله بیشتر از ناظر در یک شعر به دام افتاده اند. این شعر تلفیق موفقی از خطاطی و کلام میباشد. آیا شعر از صفر/هیچ آمده؟ آیا ما از عدم آمده ایم یا به عدم میرویم (فلسفه خیام)؟
نتیجه. شعر بصری یکی از مکاتب تجربه گر شعری میباشد. باید توجه داشت که شعر بصری را میتوان در مرحله ای از حیات شاعری تجربه کرد. ولی دوام این گونه شعر نیاز به شرایط خود را دارد. در استبداد فراگیر و محاصره نظامی غرب در خاور میانه که حقوق شهروندی مسئله روز است این گونه شعر خریدار کمی دارد- بیشتر بین خواص. کارمندان، دانشجویان، ملیتها، زنان، کارگران، اصناف با اینگونه شعر رابطه برقرار نمیکنند. این گونه شاعر باید انرژی زیاد برای پخش اثرش در جامعه صرف کند. محافل معدود هنری و شعری خاصی باین نوع شعر رغبت نشان میدهند. در بازار شعر ایران این شعر یک بوتیک است. دیگر اینکه آینده این شعر با پیشرفت ابزار فن آوری اطلاعات گره خورده است. حسن این شعر اینست که میتواند در هنرهای سمعی/بصری جهانی جاگرفته؛ بر برد اجتماعی خود بیافزاید. لذا در پروسه طویل و پرهزینه خریدارانی در جهان میتواند پیدا کند. ولی از نظر هنر و ادبیات بومی تنها یک تجربه زود گذر در زندگی شعری محفلی است. این نوع شعر به شعر لمسی نیز در حال استحاله است. شعر یکه هم بینایی و هم لامسه را میخواهد. که شاید به برخی اشعار/ اشیای دادایسم و سوررئالیسم یا حتی فتیشیسم طلسم، مهر، گوهر های عرفانی نزدیک است. در نهایت به شعر دیجیتال و واقعیت مجازی می رسد.
منابع
{1}Guillaume Apollinaire, Montparnasse in Paris, Pablo Picasso, Max Jacob, André Salmon, Marie Laurencin, André Breton, André Derain, Faik Konica, Blaise Cendrars, Pierre Reverdy, Jean Cocteau, Erik Satie, Ossip Zadkine, Marc Chagal, Marcel Duchamp.
{2}Edward Estlin Cummings (1894 – 1962)
{3} http://naqdesher.persianblog.ir/1383_12_naqdesher_archive.html
{4}Carlos de Drummond Andrade (1902-1987)
{5}Augusto de Campos (b1931), Haroldo de Camposو Silicon Graphic Computer Station
{6و 7}http://www2.uol.com.br/augustodecampos/poemas.htm
{8}Ian Hamilton Finlay (1925 - 2006)
interactive and puzzle
{11}http://www.iranian.com/Arts/2006/February/Nahavandi/index.html
{12}http://www.caroun.com/Calligraphy/aCalligraphyGeneral/HistoryIranCalligraphy.htm
{13}
{14} Umberto Eco (1932), Ferdinand de Saussure (1857 – 1913)
{10}Argentina: Fernando Delgado Garcia E.A. Vigo
Brazil:
Ana Aly
Eduardo Kac
Avelino de Araujo
Augusto de Campos
Haroldo de Campos
Philadelpho Menezes
Décio Pignatari
Australia:
Julie Joy Clarke, 1951
Lindsay Clements
Ruth Cowen
Jennifer Kathleen Phillips
Jas H. Duke
Tim Gaze
Peter Murphy
Pi O
David John Powell, 1955
Alex Selenitsch
Pete Spence
Amanda Stewart
Peter Sullivan
Austria: Josef Linschinger
Belgium: Luc Fierens
Canada:
Randy Adams
Jim Andrews
Jonathan Ball
Shaunt Basmajian
derek beaulieu
Earl Birney
Bill Bissett
Daniel f. Bradley
Barbara Caruso
JW Curry
Greg Evason
LeRoy Gorman
Paul Hartal
Lionel Kearns
Peggy lefler
Donato Mancini
Gustave Morin
bpNichol
Ross Priddle
John Riddell
Gerry Shikatani
David UU
Ted Warnell
Cuba: Enrique Sacerio-Garí
Czechoslovakia: Vladimir Burda, Jiri Kolar, Jiri Valoch
England:
Paula Claire
Bob Cobbing
John Furnival
Alan Halsey
Sylvester Houedard
Geraldine Monk
Tom Phillips
Tony Trehy
Finland:
Karri Kokko
Jukka-Pekka Kervinen
Marko Niemi
France:
Guillaume Apollinaire
Julian Blaine
Jean-Francois Bory
Thomas Braichet
Cyrille Bret
Guy Foreau
Ilse Garnier
Pierre Garnier
P.A. Gette
Georges Hassomeris
Jean-Claude Moineau
Gabriel Pomerand
Alain Satie
J. Rabinowitz
Germany:
Theo Breuer
Klaus Peter Dencker
Reinhard Doehl
Jochen Gerz
Ferdinand Kriwet
Hansjorg Mayer
Karla Sachse
Dirk Schroeder
Timm Ulrichs
Emmett Williams
Ruth Wolf-Reheldt
Greece: Constantin Xenakis
Holland: Ben Leenan, Rod Summers
Hungary: Márton Koppány
Italy: Nanni Balestrini
Vittore Baroni
Mirella Bentivoglio
Caterina Davinio
Arrigo Lora-Totino
Filippo Tommaso Marinetti
Eugenio Miccini
Lamberto Pignotti
Adriano Spatola
Japan: Yasuo Fujitomi
Takako Hasakura
Kitasono Katue
Kajino Kyuyo
Shutaro Mukai
Keiichi Nakamura
Toshihiko Shimizu
Hiroshi Tanabu
Shohachiro Takahashi
Nobuhiro Yamaguchi
Misako Yarita
Shoji Yoshizawa
New Zealand: Jennifer Kathleen Phillips
Poland: Cat Parczewska
Portugal: Fernando Aguiar
Alberto Pimenta
Ana Hatherly
José Luís Luna
E. M. de Melo e Castro
Romania: CamillE Bacos
Russia: Dimitry Bulatov, Aleksei Kruchenykh, Valerian Neretchnikov
Scotland:Ian Hamilton Finlay, Edwin Morgan
South Korea: Koh Wan
Spain: Julia oxtoa
Taiwan:
Chen Li
United States:
Adele Aldridge
Reed Altemus
mIEKAL aND
Patty Arnold
William J. Austin
CamillE Bacos
David Baratier
Susan Barron
Harriet Bart
Michael Basinski
Guy r. Beining
C. Mehrl Bennett
John M. Bennett
Jake Berry
Anne Boyer
Jonathan Brannen
Nancy Burr
John Byrum
David-Baptiste Chirot
Peter Ciccariello
David Cole
Doris Cross
E. E. Cummings
David Daniels
Marilyn Damman
Maria Damon
Martha Deed
Wally Depew
Bill DiMichele
Johanna Drucker
endwar
K.S. Ernst
Loris Essary
Jessica Fanzo
Ficus strangulensis
Betsey Franco
Larry Freifeld
Ken Friedman
Christopher Fritton
Celestine Frost
Peter Ganick
Gena Genis
Jesse Glass
Joan Goswell
Robert Grenier
Bob Grumman
Scott Helmes
Dick Higgins
Jessica Higgins
Crag Hill
Virginia V. Hlavsa
Paula Hocks
Geof Huth
Sandra Jackman
Ray Johnson
Ronald Johnson
W.B. Keckler
Bill Keith
Karl Kempton
W. Bliem Kern
Judy Kleinberg
Alison Knowles
Richard Kostelanetz
Wendy Kramer
Donna Kuhn
Louis Lacook
Robert Lax
Jim Leftwich
D. a. levy
Joel Lipman
Clark Lunberry
Carlos Luis
Mike Magazinnik
Malok
Camille Martin
